شهمردان بن أبى الخير رازى
105
روضة المنجمين ( فارسى )
( 90 ) شناختن منازل قمر و ستارهء چند از بهره گرفتن ارتفاع : شرطين : منزل نخستين قمر است و دو ستارهاند روشن [ بر سر وى « 1 » حمل ] دورى ميانشان از يك ارش « 2 » كمتر بود و بر پنها نهاد [ ه ] است از شمال سوى جنوب و ستاره [ ى ] روشن بديشان پيوندد كه دورى از شمالى شرطين قدر دو ارش دارد آن را ناطح خوانند و بر خطّى مقوّس باشذ « 3 » و پشت خميده كه سوى مغرب بود . بطين : سه ستارهاند خرد و بيكديگر نزديك بر نهاد مثلّثى ثريّا : پروين خوانند و شش ستارهاند نزديك يكديگر مانند دنبه گوسفند [ ست ] و از همه منازل اين مشهورتر است پس آنكس كه منازل خواهد شناختن بايد كه چون قمر بثريّا آيد قدر يك نيزه سوى مغرب « 4 » گرايد تا بطين يابذ پس شرطين و از سوى مشرق « 5 » دبران بود پس هقعه و برين قياس چنانك نيمه فلك كه پيذا بوذ بر چهارده قسمت كنذ و هر شب اعتبار گيرذ تا تمام باز يافتن . اما از ثريا سطرى از ستارگان بيايذ مقوّس سوى شمال ، آنك روشنتر است فروذ سوى شمال كف الخضيب خوانند و سر عمارى است كه بر پشت ناقه بوذ و در سوى شمال ستاره [ ى ] برآيذ با ثريا ، روشن آن را عيّوق خوانند و در پس او سه ستاره روند همچون علامتى ازين سبب ذات الاعلام خوانند . دبران : ستارهايست سرخ و روشن و پنج ستاره ديگر با او باشذ بر صورت دال و آنك روشنتر است بر طرف جنوبى بوذ از جهت مشرق و از بهر ارتفاع گرفتن به كار دارند . هقعه : سه ستارهاند خرد بر نهاد مثلّثى و از بهر خردى و نزديكى را ( 91 ) عرب يك ستاره شمارند و در ميان هردو منكب جوزا باشذ و آنچه بر دوش راست است روشنى فزونتر دارد و يد الجوزا خوانند و در زير اين هردو ، [ سه ] ستارهاند راست ايستاده بر پنها از شمال و جنوب ، منطقه الجوزا خوانند و در زير ايشان [ دو ستارهست ] بر پايها ، آنچ بر پاى چپ است روشنى افزونتر دارد رجل الجوزا خوانند و نزديك اين [ ستاره ] چهار ستارهاند مانند مربعى و
--> ( 1 ) . سرو - شاخ ( 2 ) . ارش - از آرنج تا سر انگشت ( 3 ) . در ساير نسخهها : « باشند » ( 4 ) . نسخهء توبينگن و ملك : « مشرق » ( 5 ) . نسخهء توبينگن و ملك و قاهره : « مغرب »